على اكبر قرشى بنابى
19
تفسير احسن الحديث (فارسى)
تخلّف است خدا خواسته انسان مشروب نخورد ولى مىخورد ، خدا خواسته انسان نماز بخواند ولى نمىخواند ، مسألة پرستش ملائكه و غيره از موارد اراده تشريعى است ، اين سخنشان حتى ابطال نبوت را نيز نتيجه مىدهد كه چون خدا خواسته مشرك شوند پس چرا پيامبر فرستاده و نهى مىكند ؟ نظير اين مطلب در سورهء انعام / 148 و سورهء نحل / 35 نيز گذشت . لذا در جواب فرموده : به اين سخن علمى ندارند از روى حدس يا دروغ مىگويند . 21 - أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ . تأكيد رد سابق و اشاره است به اينكه دليل نقلى هم ندارند « ام » به معنى همزهء انكار مىباشد ، ضمير « قبله » راجع به قرآن است . 22 - بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ « بل » اعراض است از مفاد آيه قبلى ، يعنى دليلى از وحى ندارند ، بلكه عمل پدرانشان را دليل قرار مىدهند . منظور از « امة » دين و طريقه است كه مورد قصد واقع مىشود ، مراد از آثار ، همان عمل و طريقه آنهاست كه گفتند : ما با پيروى آنها هدايت يافتهايم ، گويند : « آثارهم » خبر « إنّا » است و « مهتدون » تقديرش « مهتدون بهم » مىباشد . ناگفته نماند : تمسك به عاطفه چنان بىپايه است كه احتياج به جواب ندارد ، لذا در آيه بعدى نيز اين سخن را از ديگران نقل كرده سپس مىگويد فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ بىآنكه جواب بياورد . 23 - وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ . يعنى : اين منطق غلط از پيشينيان به آنها رسيده است ، اين منطق نيز ساخته مترفين بوده است كه نخواستهاند از پيامبران پيروى كنند وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ . . .